تبليغاتX
یا ربیــــــــع یا قائم ال محمد(ص)
رمضان

حضرت علي (ع) و روزه

امام در قسمتي از يكي از خطبه ها مي فرمايد : و مجاهدة الصيام في الايام المفروضات ، تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم ، و تذليلا لنفوسهم و تخفيفا لقلوبهم ، و اذهابا للخيلاء عنهم و لما في ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا. (3)

با روزه گرفتنهاي دشوار ، در روزهايي كه واجب است ، اندامهايشان با اين كار آرام مي گيرد و ديده هايشان خاشع و جانهايشان خوار مي گردد و دلهايشان سبك مي شود و خودبيني از ايشان به وسيله اين عبادتها زدوده مي گردد. و با گزاردن چهره هاي شاداب با تواضع بر خاك و با نهادن مواضع سجده بر زمين خود را در مقابل خدا خرد مي نمايند و اينكه با روزه داري شكمها به پشت مي رسند.

 

1- روزه براي آزمايش اخلاص

حضرت علي (ع) در جاي ديگري مي فرمايد: والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق .(4)

روزه براي آزمايش نمودن اخلاص مردم است.

يكي از دلايل وجوب روزه براي مردم ، آزمايش اخلاص مردم است . چرا كه روزه در ايجاد اخلاص عمل بسيار مؤثر است.

 

2- روزه سپر در مقابل عذاب الهي

حضرت در قسمتي ديگر از نهج البلاغه مي فرمايد : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.( 5)

در اين بحث امام يكي از دلايل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهي دانسته اند. يعني روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

 

امام رضا (ع) و روزه

وقتي از حضرت درباره فلسفه روزه مي پرسند ، مي فرمايد : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواريهاي گرسنگي و تشنگي را دريابند و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاي گرسنگي و تشنگي و فقر آخرت كه پيامبر اكرم (ص) در خطبه شعبانيه فرمود : واذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة . به وسيله گرسنگي و تشنگي از روزه داريتان ، گرسنگيها و تشنگيهاي روز قيامت را به ياد آوريد ، كه اين يادآوري انسان را به فكر تدارك براي قيامت مي اندازد تا جد و جهد بيشتري در كسب رضاي خدا بنمايد . (7)

امام رضا (ع) در جايي ديگر درباره فلسفه روزه اين چنين مي فرمايد : علت روزه براي درك درد گرسنگي و تشنگي است تا بنده ، ذليل ، متضرع و صابر باشد . همچنين در روزه انكسار و شكستگي شهوات وجود دارد .

آري روزه از افضل طاعات است . شريعت و احكام الهي تعديل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه ميسر ساخته و براي تزكيه و طهارت نفس و تصفيه  از اخلاقيات رذيله آن را واجب نموده است . البته مقصود از روزه داري تنها امساك از خوردن و آشاميدن نيست بلكه غرض نهايي كف نفس مي باشد . همانطور كه رسول گرامي اسلام( ص ) فرمودند : روزه براي هر فرد سپري است ؛ چرا كه روزه دار ، سخن زشت نگويد و كارهاي بيهوده انجام ندهد.

پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمناني بزرگ چون شيطان نفس ، رهايي مي دهد .

و اگر روزه دار، به چنين مراتبي نرسد ، فقط گرسنگي و تشنگي را درك نموده و اين پايين ترين درجه روزه داري مي باشد.

 


 

نوشته شده توسط خادم در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 19:45 موضوع | لینک ثابت


خطبه پيامبر(ص) در روز آخر شعبان

 

سلمان فارسى رحمه الله فرمود: «خطبنا رسول الله صلى الله عليه و آله فى آخر يوم من شعبان، فقال يا ايها الناس قد اظلكم شهر عظيم مبارك، شهر فيه ليلة خير من الف شهر، جعل الله صيامه فريضة و قيام ليله تطوعا، من تقرب فيه بنافلة من الخير كان كمن ادى فريضة فيما سواه، و هو شهر الصبر، و الصبر ثوابه، الجنه، و شهر المواسات و شهر يزاد فى رزق المؤمن، و شهر اوله رحمة،و اوسطه مغفرة، و آخره عتق من النار، و هو للمؤمن غنم و للمنافق غرم‏» (1)

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.


 

نوشته شده توسط خادم در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 19:38 موضوع | لینک ثابت


یا مولا


 

نوشته شده توسط خادم در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 3:2 موضوع | لینک ثابت


سخنى درباره نيمه شعبان

                     سخنى درباره نيمه شعبان



شيخ حر عاملى رحمه اللّه از بزرگان اصحاب نقل مى كند كه امام صادق عليه السلام فرمود

((شبى كه حضرت قائم (عج ) در آن متولد شد، هيچ نوزادى در آن شب متولد نمى شود مگر اينكه مؤ من خواهد شد، و اگر در سرزمين كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام مهدى (عج ) به سوى ايمان منتقل مى سازد.)/)(5) در نيمه شعبان زيارت حضرت امام حسين عليه السلام و همچنين زيارت امام زمان عليه السلام مستحب است ، امام صادق عليه السلام فرمود

((شب نيمه شعبان بهترين شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نيمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است ، در ركعت اول بعد از حمد، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحيد خوانده شود)).(6) غسل و شب زنده دارى و عبادت در اين شب بخصوص فضائل بسيار دارد، اين شب در نزد خدا چنين مقامى دارد كه ولايت با سعادت امام زمان عليه السلام در سحرگاه اين شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده . ضمنا رواياتى آمده كه نيمه شعبان همان شب قدر و تقسيم ارزاق و عمرها است ، و در بعضى از اين روايات است شب نيمه شعبان شب امامان عليهم السلام است و شب قدر شب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله است . از جمله فضائل اين شب اينكه ، از شبهاى مخصوص زيارت امام حسين عليه السلام است كه صد هزار پيامبر (صلواة اللّه عليهم ) آن حضرت را در اين شب زيارت مى كنند. از نمازهاى مستحبى كه در اين شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد صد بار سوره توحيد خوانده مى شود. نقل شده

رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله فرمود

شب نيمه شعبان در خواب ديدم جبرئيل بر من نازل شد و فرمود

اى محمد

اى محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم در چنين شبى خوابيده اى ؟ گفتم

اين شب چه شبى است ؟ فرمود

شب نيمه شعبان است برخيز، مرا بلند كرد و به بقيع برد، و سپس ‍ فرمود

سرت را بلند كن زيرا در اين شبها درهاى رحمت خدا در آسمان بروى بندگان باز است ، همچنين در رضوان ، در آمرزش ، در فضل ، در توبه ، در نعمت ، در جود و سخاوت ، در احسان باز است ، خداوند به عدد پشمها و موهاى چرندگان در اين شب گنهكاران را آزاد مى كند، پايان عمرها در اين شب ، تعيين مى گردد، رزق هاى يكسال در اين شب تقسيم مى شود و حوادث يكسال در اين شب معين مى گردد. اى محمد! كسى كه اين شب را با تكبير و تسبيح و تهليل و دعا و نماز و قرائت قرآن و اطاعت و خضوع و استغفار بسر برد، بهشت منزل و سراى او است ، و خداوند گناهان گذشته و آينده اش را مى آمرزد... اى محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم اين شب را احياءدار و به امت خود دستور بده آنها نيز اين شب را احياء بدارند، و با عمل به سوى خدا تقرب جويند، چرا كه اين شب شبى شريف است . از اعمال اين شب ، خواندن دعاى كميل در سجده است روايت شده كه كميل گويد ديدم على عليه السلام اين دعا را در شب نيمه شعبان در سجده خواندند. در مورد زيارت امام حسين عليه السلام در اين شب بخصوص در صورت امكان در كنار قبرش ، آمده هر كه بشناسد امام حسين عليه السلام را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گرديد و وسيله و راهگشائى براى رسيدن به فوز عظيم شد (خلاصه اينكه عبادتش در اين شب از روى توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خويشتن را در برابر خدا خاضع نمايد كه شايستگى آن را دارا مى باشد و نيز از خدا خواسته هاى شرعيش را تقاضا كند.(7)


پي نوشتها

5- توضيح المقاصد شيخ بهائى ، صفحه 532.

6- اثباة الهداة جلد 7، صفحه 162.

7- اقتباس از كتاب المراقبات ، نوشته عالم ربانى و عارف صمدانى ، مرحوم حاج ميرزا جواد تبريزى صفحه 79 به بعد (دعاها و نمازهاى ديگرى نيز ذكر شده به اين كتاب مراجعه شود


 

نوشته شده توسط خادم در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 ساعت 15:9 موضوع | لینک ثابت


ادرکنی


 

نوشته شده توسط خادم در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 ساعت 15:3 موضوع | لینک ثابت


یا حضرت امام جواد ابن الرضا(ع)

۱-معجزات و كرامات

معجزه و كرامات به اذن خداوند سبحان از  نشانه هاي ائمه معصومين (ع) است .

نمود معجزات و كرامات ائمه اطهار(ع) از آغاز دوره امامت امام جواد(ع) به بعد در زندگي و سيره معصومين (ع) از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ چرا كه محدوديت شديد ائمه در اين دوره از سوي مخالفين و ظهور فرقه ها و نحله هاي گوناگون موجب گشت تا امام جواد (ع) و ائمه پس از او براي اثبات حقانيت و امامت خويش بيش از ائمه قبل، از قدرتي كه خداوند سبحان در اين خصوص به آنها عطا كرده بود استفاده كنند.

 

شفاي چشم

محمد بن ميمون مي گويد : به همراه امام رضا(ع) در مكه بودم. به حضرت عرض كردم مي خواهم به مدينه بروم، نامه اي براي ابي جعفر بنگار تا با خودم ببرم .امام رضا(ع) تبسمي كرد و نامه اي نوشت . به مدينه رفتم در حاليكه چشمهايم به دردي مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحويل دادم . موفق غلام امام ، گفت : سر نامه را بگشا و در پيش روي امام قرار ده . اين كار را كردم، آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : اي محمد وضعيت چشمت چگونه است ؟ عرض كردم يا بن رسول الله ، همانگونه كه مشاهده مي فرماييد بيمار است و نورش رفته است .

حضرت جواد (ع) دستش را دراز كرد ، بر چشمم كشيد ، بيناييم چون سالمترين زمانش گشت . دستها و پاهاي حضرت را بوسيدم و در حالي بازگشتم كه بينايي ام را بازيافته بودم و اين در زماني بود كه سن حضرت كمتر از سه سال بود.

مسندالامام الجواد (ع) ،ص117 � الخرائج والجرائح ،ج1،ص 372  - موسوعة الامام الجواد(ع) ،ج1، ص235  - اثبات الهداه ، ج3 ،338  - بحارالانوار ، ج 50  ،ص 46 - مدينة المعاجز ،ج 7 ، ص372 � كشف الغمة ،ج2، ص365 � حلية الابرار،ج4، ص540

 

آزادي از زندان

اباصلت مي گويد : پس از دفن حضرت رضا(ع) ، به دستور ماُمون يك سال زنداني شدم. پس از يك سال از تنگي زندان و شب نخوابي به ستوه آمدم ، دعا كردم و براي رهايي از زندان محمد(ص) و آل محمد (ص) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد (ص)در كار من گشايشي انجام دهد .

هنوز دعايم به آخر نرسيده بود كه حضرت ابي جعفر(ع) نجات بخش گرفتاران عالم ، وارد زندان شد و فرمود: اي اباصلت از تنگناي زندان بي تاب شده اي .عرض كردم به خدا سوگند سخت بي تابم .

فرمود: برخيز ، دستي به زنجيرها زد و غل و زنجيرها از دست و پاي من بر زمين افتاد. سپس دست مرا گرفت  و از كنار نگهبانان زندان عبور داد .نگهبانان در حالي كه مرا نظاره مي كردند  ، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم . سپس حضرت فرمود : برو در امان خدا كه هرگز نه دست مامون به تو مي رسد و نه دست تو به مامون.

اباصلت مي گويد : همانگونه كه حضرت فرمود تا حال مامون را نديده ام.  عيون اخبار الرضا (ع) ،ج 2، ص678

 

خشك شدن دست نوازنده

محمد بن ريان نقل مي كند : مامون براي رسيدن به هدفش (بدنام كردن حضرت امام جواد(ع) ) همه نوع نيرنگي را در خصوص امام جواد(ع) به كار برد اما هيچ كدام از آنها براي وي سودي نداشت .
به عنوان نمونه پس از به عقد درآوردن دخترش ام الفضل با امام جواد (ع)، صد كنيز زيبا را انتخاب كرد كه هر يك جامي پر از گوهر درخشان در دست داشتند .مامون به كنيزان دستور داد تا پس از نشستن حضرت در جايگاه دامادي به استقبال وي رفته و به او خوشامد گويند .كنيزكان به سوي حضرت شتافتند و خوشامد گفتند ولي امام هيچ التفاتي به آنها نكرد .
در دربار مامون مردي به نام مخارق كه ريشي بلند وصوتي خوش داشت و عود مي نواخت وجود داشت . وي به مامون گفت من توان آنرا دارم كه نقشه ات را - وادار كردن حضرت به لهو و لعب - عملي سازم .
از اينرو در مقابل امام جواد (ع) نشست و شروع به خواندن آواز كرد. كساني كه در آنجا حضور داشتند گرد مخارق حلقه زدند. هنگاميكه مخارق شروع به نواختن عود و آواز خواني كرد، امام جواد (ع) سر مبارك خود را متوجه او كرد و بر وي نهيب زد و فرمود: "اتق الله يا ذالعثنون " از خدا بترس اي ريش بلند . دست مخارق از حركت ايستاد ، عود از دستش افتاد و ديگر هرگز نتوانست عود بنوازد. 
روزي مامون از بلايي كه بر سر مخارق آمده بود از وي سئوال كرد . مخارق پاسخ داد چون امام جواد(ع) بر من نهيب زد چنان ترسي از هيبت او بر من مستولي شد كه دستم فلج شد و هرگز بهبود نيافت .

الكافي ،ج1،ص 494 - اثبات الهداة ،ج3 ،ص332 - مدينة المعاجز ،ج7 ،ص 303 - حلية الابرار ،ج4،ص565 - الوافي ،ج3،ص 828 - المناقب ،ج4 ،ص396 - البحار ،ج50،ص61 

 

شهادت عصا بر امامت

 يحيي بن اكثم از علماي دربار عباسي مي گويد :
روزي براي زيارت قبر رسول خدا (ص) رفته بودم كه امام جواد (ع) را ديدم، با او در خصوص مسائل گوناگوني مناظره كردم ، همه را پاسخ داد. به او گفتم : خواستم از شما چيزي بپرسم اما شرم دارم از پرسش.
امام فرمودند : بدون آنكه سئوالت را بپرسي من پاسخ آنرا مي دهم . تو ميخواهي بپرسي امام كيست ؟
گفتم : آري به خدا سوگند همين است ؟!
فرمود: منم 

گفتم: بر اين مدعا نشانه و حجتي داريد ؟
در اين لحظه عصايي كه در دست امام بود به سخن آمد و گفت : 

" اّنه مولايي امام هذا الزمان و هو الحجة "همانا مولاي من حجت خداوامام اين زمان است.
الكافي ،ج1،ص 353 - الامام الجواد (ع) من المهد الي اللحد ، ص 72

 


 

نوشته شده توسط خادم در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 21:8 موضوع | لینک ثابت


اقا نیامدی

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی


چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی


خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن


خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی


برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه


ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی


تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام


دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی


 

نوشته شده توسط خادم در سه شنبه دوم تیر 1388 ساعت 9:4 موضوع | لینک ثابت


مادرم حضرت زهرا (س)

  

                            یا زهرا (س)            

                      

 

سلام ای بهترین و  برترین احساس  محبت

وزیباترین نوع عشق و دلبستگی

سلام برتو مادر من مادر زلال و اسمانی من

سلام میدانم که هیچم در برابر مهر بی پایان تو و زره  ای هم نیستم

و میدانی کاش بودم  کاش بودم و ای کاش بودم  زره ای

 که شما می خواستی


 

نوشته شده توسط خادم در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت


میلاد حضرت زهرا (س)مبارک باد

                         بسم الله الرحمن الرحیم

همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .     سوره مبارکه کوثر   آیه 2-1

خداوند از خشم فاطمه خشمگين و به سبب خشنودي او خشنود مي شود، فاطمه پاره تن من است، هر كس او را بيازارد مرا آزرده است آن كس كه با او دوستي ورزد با من دوستي ورزيده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوي زنان دو جهان است.            پیامبر اکرم (ص)

حضرت فاطمه زهرا (س) روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت ، در مکه بدنیا آمد ، ایشان وارث صفات بارز مادر گرامیشان خدیجه بود . در بخشش و بلند نظری وحسن تربیت وارث مادر بزرگوارش ودر سجایای ملکوتی وارث پدر بزرگوارش بود.

*فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدی (س)

حضرت مهدی (عج ) که جهان را با ظهور و احکام نورانی خود متحول  می کند و عدالت را در تمام زمین حاکم می گرداند فرموده اند که : دختر رسول خدا برای من سرمشق و الگوی نیکویی  است . حضرت مهدی (عج ) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه  حکومتی  خود می داند .

فاطمه (س) در اندیشه امام خمینی رحمه الله علیه

حضرت امام خمینی (ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مکتب او پرورش یافته و عمر شریف خویش را در اهداف والای اسلام واهل بیت(ع) سپری نموده است. هم زمانی میلاد امام خمینی و میلاد فاطمه زهرا(س) بر اهمیت این مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام در برخی از پیام ها و سخنرانی های خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، که تبیین همه آن، اصولا از قدرت بشر خارج است.

اینک سخنان حضرت امام را تحت عناوینی چند ، به شما خواننده گرامی تقدیم می داریم:

 

1 - فاطمه)س) مایه افتخار

دردنیایی که درآن زندگی می کنیم، از گذشته تا حال، انسان ها برحسب دیدگاه خود از جهان و انسان و زندگی، به اشیاء یا اشخاصی افتخار می کرده اند و آنها را مایه فخر و مباهات خود دانسته اند، اما حضرت امام، فاطمه زهرا( س) را مایه افتخار می دانند.

الف( افتخار جهان هستی

روز پر افتخار ولادت زنی است که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است.

"زنی که عالم به او افتخار دارد."

ب) افتخار خاندان وحی

"زنی که افتخار خاندان وحی، و چون خورشیدی بر تارک اسلام می درخشد."

"تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا(ص) به این مولود شریف است."

ج) افتخار پیروان او

"برای زن ها کمال افتخار است که روزتولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسؤولیت."

 

 -2فاطمه (س) تجلی کمال است.

" تمام هویت انسانی در او جلوه گر است. "

" تمام ابعادی که برای زن و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. "

"یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت ، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، ... تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن ، فردا[ روز میلاد] موجود شد."

"تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است."

 

-3 مقامات معنوی حضرت زهرا(س(

الف) " نور او قبل از خلقت بشر آفریده شده است."

"اصولاً رسول اکرم(ص) و ائمه) علیهم السلام) طبق روایاتی که داریم قبل از این عالم ، انواری بوده اند در ظل عرش... و مقاماتی دارند الی ماشاءالله... چنانکه به حسب روایات این مقامات معنوی برای حضرت زهرا(س) هم هست.

ب) موجودی ملکوتی و جبروتی

"او [ فاطمه زهرا] موجود ملکوتی است که در عالم انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شد است."

" معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود است."

ج) مجمع اوصاف انبیاء(ع)

"فردا [ روز ولادت فاطمه زهرا[ همچون زنی متولد می شود که تمام خاصه های انبیاء در اوست."

د) تسبیحات فاطمه زهرا بهترین تعقیبات نماز

"و ازجمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره (س) است که رسول خدا(ص) ، آن را به فاطمه (س) عطا فرمود. از حضرت صادق (ع) مرویست که این تسبیحات در هر روز، در تعقیبات هر نمازی پیش من محبوب تر است ازهزار رکعت نماز در هر روز.

و) مراوده با جبرئیل، بالاترین فضیلت زهرا(س)

"من راجع به حضرت صدیقه (س) خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده و آن روایت این است که حضرت صادق (ع) می فرماید:

فاطمه (س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد و مسائلی از آینده نقل می کرد.

ظاهر روایت این است که در این 75  روز ، مراوده ای بوده است  یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی اینطور وارد شده باشد... مساله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسأله ساده نیست ، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به این که قضیه ی  تنزل جبرئیل ، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است، او تنزیل می دهد او را و وارد می کند تا مرتبه پایین، یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می کند که برو و این مسایل را بگو... تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا، و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است... در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند، با این که آنها هم فضایل بزرگی است، این فضیلت را من بالاتر از همه می دانم... و این از فضایلی است که مختص حضرت صدیقه (س) است. "

سخنانی گوهربار در مورد مادر:

بهشت زیر قدمهای مادران است .   پیامبر اکرم «ص»

حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی دهد .     امام سجاد «ع»

خداوند به سپاسگزاری از خود پدر و مادر فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ، خداوند را سپاس نگفته است . امام رضا «ع»

ما به انسان سفارش کردیم که به پدر ومادرش نیکی کند ، مادرش او را با رنج حمل کرد وبا رنج بر زمین نهاد .    سوره مبارکه احقاف ، آیه 15


 

نوشته شده توسط خادم در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 ساعت 16:44 موضوع | لینک ثابت


اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری

 

 

وزير کشور با اعلام نتايج نهايي انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام کرد : در اين انتخابات در مجموع 39 ميليون و 165 هزار و 191 رأي صحيح و باطله اخذ شدکه با شمارش نهايي ارا مشخص شد اقاي محمود احمدي نژاد 24 ميليون و527 هزار و 516 راي ( 62 و 63 صدم درصدآرا ) را کسب کرده است.

محصولي افزود : اقاي ميرحسين موسوي خامنه 13 ميليون و 216 هزار و 411 راي (33 و 75 صدم درصد ارا) ، آقاي محسن رضايي ميرقائد 678 هزار و 240 راي (يک و 73 صدم درصد ارا) و آقاي مهدي کروبي نيز 333 هزار و 635 راي (85 صدم درصد ارا) را کسب کرده اند.

وزير کشور اضافه کرد : در مجموع 409 هزار و 389 راي باطله نيز در صندوق هاي راي ريخته شده است که حدود يک و چهار صدم درصد کل آراست.

وي افزود: با توجه به تعداد 46 ميليون و 200 هزار واجد شرايط در انتخابات ، 85 درصد واجدان شرايط در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري شرکت کرده اند.


 

نوشته شده توسط خادم در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 ساعت 16:36 موضوع | لینک ثابت


یا زهرا"

سير خلقت نورانى حضرت زهرا(س)

  و در حديثى از امام صادق- عليه‏السلام- آمده است كه

: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود.

 خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت.

خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه

 نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است.

 

و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد

 پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد،

پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند،

 امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است:

به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟

خداى متعال در پاسخ فرمود:

 اى آدم!

 آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد:

اى پروردگارم!

 به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز

، پس خداى متعال فرمود:

 اى آدم!

 اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد:

پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد.

 


 

نوشته شده توسط خادم در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 20:29 موضوع | لینک ثابت


مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.

پاسخ قرآن کریم:

1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان علیه السلام است.

2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان علیه السلام تاکنون امکان دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

1- خداوند در مورد حضرت یونس علیه السلام می فرماید: «فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون ». اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا قیامت می ماند. وقتی خداوند می تواند یونس را تا قیامت در شکم ماهی زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان علیه السلام نیز برای او امری ممکن است.

2- اصحاب کهف سیصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا فی کهفهم ثلاث مأته سنین و أزدادوا تسعا ».

سؤال سوم: وظیفه ما در قبال امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». برای مزد رسالت به «فی القربی» (که امام زمان علیه السلام است) مودت کنید. مودت نیاز به معرفت دارد و مودت یعنی محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان علیه السلام باید هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسیم و هم از آن حضرت اطاعت کنیم.

سؤال چهارم: آیا امام زمان علیه السلام از ما خبر دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را می بیند. خداوند می فرماید: «و قل إعملوا فسیری الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون ».

سؤال پنجم: چگونه می توان یار امام زمان شد؟

پاسخ قرآن کریم:

با تقوی، چون بهترین و بالاترین معیار که به انسان ارزش می دهد و انسان لیاقت یاوری امام زمان علیه السلام را پیدا می کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقیکم ». تقوا سبب بزرگی انسان شده و امکان می دهد که انسان تکیه بر جای بزرگان زند.

سؤال ششم:چند نمونه از نیازهای یاران امام زمان علیه السلام را بیان کرده و چگونه باید کسب کرد؟

پاسخ قرآن کریم:

الف- دانش و بینش: یار امام زمان علیه السلام باید دانش و بینش الهی داشته باشد تا در تصمیم گیریها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخیص دهد. و این را با تقوی بدست خواهد آورد، زیرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش درونی و باطنی نگاه می کند. خداوند می فرماید:«إتقوا الله و یعلمکم الله ».

ب) بصیرت و بینش: بصیرتی که با چشم باطن ببیند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهی در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکری و اخلاقی و روحی نشود. و این بصیرت نیز با تقوا بدست می آید. خداوند می فرماید:«إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ». فرقان یعنی نیرو و توانی که با آن حق را از باطل جدا کنید. به برکت این تقوا انسان، شیطان شناس نیز می شود. دشمن را هم می شناسد.

ج) بیداری: هوشیاری و بیداری؛ تا هروقت شیاطین برای گول زدن آمدند، بیدار شود، دام ابلیس را بشناسد و از شیطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سریع در چاه می افتد. و این هم با تقوا ممکن است. «إن الذین التقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».

سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوی برکات زیاد می شود، محصولات رونق می یابد، مشکلات مردم حل می شود و...؟

پاسخ قرآن کریم:

چون حکومت امام زمان علیه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوی هم ظاهر می شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهای برکت از زمین و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزی فراوان نیز بدنبال آن است «ولو أن أهل القری آمنوا و التقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض » «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب » «و من یتق الله یجعل له من أمره یسرا ».

سؤال هشتم: ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یعنی زمین را بندگان صالح من به ارث می برند. پس وارثان زمین که امام زمان علیه السلام و یاران ایشان هستند دو ویژگی دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحین اند. حال به ویژگیهای بندگان صالح خدا اشاره می کنیم:

1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هونا »

2- دارای بینش صحیح هستند، زیرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است

3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »

4- اهل طاعت و سجده و قیامند، «و الذین یبیتون ربهم سجدا و قیاما »

5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم می شود نمی کنند، «والذین یقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »

6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم یقتروا »

7- موحدند و غیر خدا را نمی خوانند، «لا یدعون مع الله الها آخر »

8- به جان انسانها احترام می گذارند، «ولایقتلون النفس التی حرم الله إلا بالحق »

9- پاکدامنند، «ولایزنون »

10- دنبال پاکسازی روان خویش اند، «و من تاب و عمل صالحا »

11- جبران کننده عقب ماندگیها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »

12- حتی مرتکب مقدمات گناه هم نمی شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمی کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »

13- کلامشان صحیح است، «و الذین لا یشهدون الزو »

14- اهل لغو نیستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »

15- پرورش دهنده نسل سالم و مفیدند، «هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین »

16- امام دیگرانند، «و جعلنا للمتقین إماما »

17- به گزین اند. کلام را گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می نمایند، «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه »

18- ایمان دارند، «قل یا عباد الذین آمنوا إتقوا ربکم »

19- بنده خدای متعال هستند و امور خود را واگذار به خدای متعال می نمایند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنیا نیستند، «ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله »

20- شیطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوینهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین »

21- ویژگیهای صالحین را دارند یعنی صددرصد اعمالشان صالح است، «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم فی الصالحین »

22- امر ازدواج برای جوانان را تسهیل می کنند، «و أنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم »

23- در کار خیر از همدیگر سبقت می گیرند، «و یسارعون فی الخیرات و أولئک من الصالحین »

سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوی چگونه است؟

پاسخ قرآن کریم:

همانگونه که بیان شد، امام زمان علیه السلام و یارانش دو ویژگی دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحین هستند «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یک نمونه از ازدواج صالحین را خداوند در قرآن ذکر می کند که ازدواج دختر شعیب با حضرت موسی است، «قال إنی أرید أن أنکحک أحدی إبنتی ها تین » (اول شعیب موسی را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از این آیه می توان فهمید که:

1- تا داماد را نشناختید اجازه خواستگاری ندهید. اول شناخت بعد اقدام

2- ویژگیهای داماد در آیه دو چیز ذکر شده است: 1- قوی 2- امین. این دو مهم است

3- اگر پیشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد

4- بعضی خانواده ها چند دختر دارند، اگر برای دختر دوم یا سوم خواستگاری آمد و دختر اولی ازدواج نکرده بود مانع نشوید

5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همدیگر را ببینند

6- مهریه باید چند ویژگی داشته باشد. الف) سودآوری اقتصادی داشته باشد. لذا حضرت شعیب علیه السلام هشت سال چوپانی را مطرح نمود ب) مهریه معنوی باشد. حضرت شعیب فرمودند هشت حج ج) مهریه را کم مطرح کنند، تا داماد زیاد کند. این در زیاد شدن محبت بین دختر و پسر مؤثر است د) مهریه نقد به عروس داده شود

7- پدر دختر سختگیری نکند

8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند

سؤال دهم: ویژگیهای امام زمان علیه السلام در قرآن چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

1- معصوم است، «إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»

2- اولی الامر است، «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم»

3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی». از جمع دو آیه معلوم می شود «سبیل رب» همان « موده فی القربی» است.

سؤال یازدهم: الگوهایی را معرفی نمائید.

پاسخ قرآن کریم:

تمام انبیاء عبادالصالحین اند.


 

نوشته شده توسط خادم در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 12:57 موضوع | لینک ثابت


نمی از دریای ولایت امام حسین

جود و کرم امام حسین علیه‏السلام

حسین بن علی علیه‏السلام در بخشش زبان‏زد مردم روزگار بود. نقل می‏کنند روزی مرد صحرانشین مستمندی وارد مدینه شد و از مردم سراغ بخشنده‏ترین فرد را گرفت. همه مردم حسین بن علی علیه‏السلام را به او معرفی کردند. وقتی در مسجد به خدمت آن‏حضرت رسید و نیازمندیِ خود را با خواندن چند بیت شعر بیان کرد، امام حسین علیه‏السلام او را به خانه آورد و به قنبر فرمود: هر مقدار پول در خانه داریم حاضر کن. قنبر چهارهزار دینار به خدمت آن‏حضرت آورد و گفت: این تمامی پولی است که در اختیار داریم. امام حسین علیه‏السلام همه آن چهارهزار دینار را از پشت در به آن مرد بادیه‏نشین داد. منظور حضرت از این برخورد آن بود که چشم آن مرد به چشم او نیفتد که مبادا خجالت زده شود. مرد اعرابی وقتی پول‏ها را گرفت، در حالی که گریه می‏کرد چنین گفت: مگر پول کمی به من بخشیدی که از پشت در آن را به من می‏دهی؟ در عجبم که چگونه این دست‏های بخشنده و پربرکت روزی زیر خاک خواهد رفت.

فروتنی امام حسین علیه‏السلام

در روزگاری که فخرفروشی به دارایی رونق بسیار داشت و ثروتمندان از روی تکبر به مستمندان توجهی نداشتند و از نزدیک شدن به آنها دوری می‏جستند، امام حسین علیه‏السلام با کمال تواضع با مساکین نشست و برخاست می‏کردند. نقل می‏کنند روزی آن‏حضرت از محلی می‏گذشت. عده‏ای فقیر سفره کوچکی را که مقدار کمی غذا در آن داشتند پهن کرده بودند و مشغول خوردن آن بودند. وقتی چشمشان به امام حسین علیه‏السلام افتاد او را به سفره خود فرا خواندند. امام علیه‏السلام فورا دعوت آنها را پذیرفت و در کنار آنها نشست و با آنان هم‏غذا شد و فرمود: خداوند انسان‏های متکبر را دوست نمی‏دارد. آن‏گاه که از غذا خوردن با آنها فارغ شد به آنان فرمود: حالا که من دعوت شما را پذیرفتم، شما نیز دعوت مرا بپذیرید به منزل من بیایید تا مهمان ما شوید. وقتی آنها به منزل حضرت آمدند، با تمام وجود از آنها پذیرایی کردند.

گذشت امام حسین علیه‏السلام

در مسیر کوفه حرّ بن یزید ریاحی با هزار نیروی نظامیِ تا دندان مسلح خود را به سپاه امام حسین علیه‏السلام رساند و در مقابل یاران اندک آن‏حضرت صف‏آرایی کرد تا مانع ادامه راه آنها شود. او نه اجازه داد آنها به سمت کوفه بروند و نه آنان را به حال خود گذاشت تا به مدینه برگردند بلکه آنها را به طرف سرزمین کربلا کشاند و در آن‏جا متوقّف ساخت این کار باعث شد امام و یاران او گرفتار سربازان ستمگر یزید شوند. اما در روز عاشورا وقتی حرّ از سپاه عمر سعد کنار کشید و خود را به امام علیه‏السلام رساند و از آن‏حضرت طلب عفو کرد و عرض کرد «آیا خدا توبه مرا می‏پذیرد؟»، امام حسین علیه‏السلام با روی گشاده و آغوش باز حرّ را پذیرفت و به او فرمود: «آری خداوند متعال توبه تو را می‏پذیرد و همه گناهانت را می‏آمرزد».

رسیدگی به مستمندان

امام حسین علیه‏السلام در نهان و آشکار نسبت به تأمین نیازهای مستمندان اهتمام فراوانی داشتند و در تاریکی شب به خانه آنها آذوقه می‏بردند. شعیب بن عبدالرحمن خزاعی می‏گوید: وقتی حسین بن علی علیه‏السلام به شهادت رسیدند در پشت او آثار زخم و پینه مشاهده کردند. وقتی علت را از حضرت سجاد علیه‏السلام پرسیدند، آن‏حضرت فرمودند: «این پینه‏ها اثر کیسه‏های غذا و آذوقه‏ای است که پدرم آنها را شب‏ها به دوش می‏کشید و به خانه زنان بی‏سرپرست و کودکان یتیم و فقرای ناتوان می‏رساند. نه سایر مردم از این کار باخبر می‏شدند و نه حتی خود مستمندان آن‏حضرت را می‏شناختند».

عبادت امام حسین علیه‏السلام

اهتمام امام حسین علیه‏السلام به عبادت خداوند زبان‏زد مردم بود. در طول عمر مبارکشان حدود 25 بار پیاده برای گزاردن مراسم حج از مدینه به مکه رفتند. آن‏حضرت همواره به یاد خدا بودند و آثار خشیت در چهره مبارکشان نمایان بود. روزی شخصی از او پرسید: علت این همه خوف تو از خدا چیست؟ امام علیه‏السلام فرمودند: کسی که در دنیا از خدا نترسد، در روز قیامت از عذاب او ایمن نخواهد بود. علاقه امام حسین علیه‏السلام به نماز بسیار بود. نقل شده است آن‏حضرت در روز تاسوعا به برادرش حضرت عباس بن علی علیه‏السلام فرمودند: «به دشمن بگو امشب را به ما مهلت دهد تا به نماز و راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن بپردازیم. خداوند متعال می‏داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را دوست دارم».

شجاعت امام حسین علیه‏السلام

وقتی امام حسین علیه‏السلام مقارن ظهر عاشورا و پس از به شهادت رسیدن تمام یارانش به سپاه دشمن حمله کرد، کسی یارای ایستادگی و مبارزه با آن‏حضرت را نداشت. حمید بن مسلم می‏گوید: «به خدا سوگند، در عمرم هیچ مردی را ندیدم که همه عزیزان و یارانش کشته شده باشند و همانند حسین بن علی علیه‏السلام با دلاوری تمام با دشمن به مبارزه بپردازد. دشمنان از هر طرف به او حمله می‏کردند، امّا او بدون ترس با تمام وجود با آنها می‏جنگید و به هر طرف که حمله می‏کرد سپاهیان یزید هم‏چون روباه از برابر او می‏گریختند؛ حتی نقل می‏کنند عمر سعد از مشاهده نوع جنگ تن به تن آن‏حضرت شگفت‏زده و هراسان شده بود. در نتیجه به لشکریان خود دستور داد به‏طور دسته‏جمعی به امام علیه‏السلام یورش ببرند؛ چون می‏دانست در جنگ تن به تن کسی را یارای مقاومت در برابر آن‏حضرت نبود».

علم امام حسین علیه‏السلام

حسین بن علی علیه‏السلام وارث علم پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است و به اعتراف دوست و دشمن، در این زمینه نظیری برای او در دوران امامتشان نبوده است. روزی نافع بن ارزق رهبر فرقه «ازارقه خوارج» درباره خداشناسی سؤالاتی از آن‏حضرت پرسید. امام حسین علیه‏السلام چنان پاسخ‏های محکم و مناسبی دادند که ابن ارزق از شگفتی و شعف گریست و سپس گفت: «چه نیکو پاسخ دادی!» امام حسین علیه‏السلام به او فرمودند: «به من رسیده است که تو به من و پدر و برادرم نسبت کفر می‏دهی». ابن ارزق گفت: «یا حسین، اگر این ناسزا از من صادر شده است، به خدا سوگند اکنون اعتراف می‏کنم که به یقین شما چراغ اسلام و ستارگان احکام خداوندید. یعنی مردم باید از انوار علوم و معارف شما روشنی بجویند و در تاریکی‏های نادانی به ستاره‏های وجود شما هدایت شوند».

فصاحت و بلاغت امام حسین علیه‏السلام

امام حسین علیه‏السلام در نظم و نثر همانند پدر بزرگوارشان بسیار فصیح و بلیغ بوده‏اند. نقل می‏کنند روزی یک مرد عرب گفت می‏خواهم افصح و ابلغ عرب را ببینم. به او امام حسین علیه‏السلام را نشان دادند. او در خدمت آن‏حضرت اشعار بسیار زیبایی قرائت کرد. بلافاصله امام حسین علیه‏السلام در جواب او اشعاری را به همان وزن و قافیه سرودند و این کار مایه حیرت آن شاعر بزرگ عرب شد. ابن صبّاغ مالکی و شیخ کمال‏الدین طلحه شافعی معتقدند فصاحت و بلاغت در پیشگاه امام حسین علیه‏السلام لشکری خاضع و خاشع بود. ابن اَعْثَم کوفی در مورد امام حسین علیه‏السلام می‏گوید: «در روز عاشورا وقتی همه عزیزانش را در کربلا شهید کردند، همانند یک شاعر ماهر و فارغ‏البال همان طور که شمشیر می‏زدند اشعار بسیار بامحتوا و زیبایی را می‏خواندند».


 

نوشته شده توسط خادم در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 8:33 موضوع | لینک ثابت


یا حسین"

شيعَتي مَهْما شَرِِِبْتُمْ عَذْبَ ماء ٍ فَاذْکُروني


اَوْ سَمِعْتُمْ بِغِريب ٍ اَوْ شَهيد ٍفَانْدُبوني


لَيْتَکُمْ في يَوْمِ عاشورا جَميعاً تَنْظُروني


کَيفَ اسْتَسْقي لِطِفْلي فَاَبَوا اَنََْ يَرْحَموني


ترجمه در ادامه ي مطلب



اي شيعيان من هر گاه آب گوارابي  نوشيديد مرا ياد کنيد.


يا هنگامي که از غريب يا شهيدي مي شنويد براي من بلند بلند گريه کنيد .


کاش همه ي شما روز عاشورا مرا مي ديديد


چگونه براي کودکم طلب آب کردم


ولي آنها از اينکه به من رحم کنند خودداري کردند


 

نوشته شده توسط خادم در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ساعت 18:15 موضوع | لینک ثابت


یا امام صادق(ع)

                              صادق آل محمد صلي الله عليه و آله

                                                

امام صادق عليه السلام : ريا كار سه نشانه دارد ؛ وقتي در زمان عبادت مردم او را ببينند به نشاط آيد و هرگاه تنها باشد كسل شود و در هر هر كاري دوست دارد كه او را بستايند . ( اصول كافي ، ج 3، ص 402 )

امت اسلام درهفدهم ربيع الاول، يكصد و سي و ششمين سالگرد ولايت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله را جشن گرفته بودند .  در همين زمان درخانه رسالت موجي از سرور و شادي جريان داشت: اين خانه چشم به راه آمدن كرامت و افتخاري بود تا او را  چون گوهري در برگيرد .

در آن شب و در آن فضاي مبارك، امام صادق عليه السلام چشم به جهان گشود. او شراره درخشاني بود كه آسمان سخاوت ، او را به زمينيان بخشيده بود تا از پرتو آن نور گيرند و در زير درخشش تابناكش راه خود را به سوي خير و نيكي و صفا باز يابند.

جعفربن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام، ششمين امام شيعيان است. كنيه ايشان "ابوعبدالله" و لقب مشهورشان "صادق" است. القاب ديگر ايشان عبارتند از : صابر، طاهر و فاضل. اما چون فقيهان و محدثان معاصر ايشان كه شيعه امام هم نبوده اند، حضرت را به درستي حديث و راستگويي در نقل روايت، بدين لقب ستوده اند، لقب " صادق" شهرت يافته است.(1)

از آغاز ولادت تا هنگام شهادت اين امام بزرگوار، ده تن از امويان و دو تن از عباسيان بر حوزه اسلامي حكومت داشتند. آغاز امامت ايشان با حكومت هشام پسر عبدالمك و پايان آن، با دوازدهمين سال از حكومت ابوجعفر منصور مشهور به دوانيقي مصادف بود.

 

اوضاع اجتماعي- سياسي زمان امام

پس از رحلت رسول اكرم صلوات الله عليه و دوران خلافت خلفا، هر گاه در مسأله اي فقهي ، كار بر خليفه يا صحابه پيامبر اكرم (ص) دشوار مي شد، به حضرت علي عليه السلام رجوع مي كردند و ايشان مشكل آنان را مي گشود. چون امام علي  (ع ) به شهادت رسيد، دشمنان كار را بر فرزندان و شيعيان ايشان تنگ كردند و ميان مردم و آنان جدايي افكندند. از سوي ديگر، دين به دنيا فروختگان نيز براي خشنودي حاكمان وقت و يا سود خود، به ساختن روايتهاي جعلي پرداختند، تا آنجا كه شناخت حديث صحيح از غيرصحيح بر فقيهان دشوار گرديد.

مي توان گفت از سال چهلم هجري تا نزديك به پايان سده نخستين هجرت، جز معدودي از صحابه و تابعان از فقه درست- فقه آل محمد(ص)- بي بهره بودند.

در زمان امام باقر عليه السلام اندكي گشايش پديد آمد و ساليان 148-114 ( دوران امام صادق عليه السلام) عصر انتشار فقه آل محمد يا به تعبير ديگر، روزگار تعليم و تدريس فقه جعفري بود. در اين سالها بود كه مدينه چهره ديگري يافته بود.

توضيح اينكه كه پس از قتل عام در شهر مقدس مدينه به دست سربازان مسلم پسر عقبه ، در بازماندگان اين حادثه ، حالتي شبيه به نوميدي پديد آمد، تا آنجا كه سست اعتقادان براي زدودن اين حالت از خويش، به خنياگري روي آوردند و مدينه در سالهاي 80-65 هجري مركزي براي صدور آواز خوانان شد و گرفتار تباهي اخلاق و فساد عمومي گشت. اما با گذشت زمان آن حالت از ميان رفت و ديگر بار مردم به مذهب روي آوردند و محدثان و فقيهان روي كار آمدند.(2)

تتبع در اخبار فقه شيعه نشان مي دهد كه  روايتهاي رسيده از امام صادق عليه السلام در مسائل مختلف فقهي و كلامي ، مجموعه اي گسترده و متنوع است و به اين علت است كه مذهب شيعه را مذهب جعفري خوانده اند. گشايشي كه در آغاز دهه سوم سده دوم هجري پديد آمد، موجب شد مردم آزادانه تر به امام صادق عليه السلام روي آورند و گشودن مشكلات فقهي و غير فقهي را از او  بخواهند.

تكيه اصلي شيعه، از نظر فكري و عقيدتي، بر امام صادق عليه السلام بوده و بخش بزرگي از احاديث و علوم اهل بيت توسط اين امام گسترش يافته است. امام صادق حد فاصل فرقه هايي قرار گرفته بود كه در شيعه به وجود آمد و وظيفه مهم حفظ و صيانت شيعه از انحرافات را در رأس برنامه خود قرار داد و آن را از تاثير پذيري در برابر انحرافات موجود عصر خود، كه خلوص فكري وعقيدتي و استقلال مكتبي آن را به طور مداوم مورد تهديد قرار مي داد، بازداشت.

 

دانشگاه حضرت صادق عليه السلام

دانشمندان از هيچ يك از اهل بيت رسول خدا به مقدار آنچه از ابوعبدالله روايت دارند نقل نكرده اند و هيچ يك از ائمه، متعلمان و شاگرداني به اندازه شاگردان او نداشته اند وروايات هيچ يك از ايشان برابر با روايتهاي رسيده از امام صادق نيست. نشانه آشكار امامت ايشان ، خردها را حيران مي كند و زبان مخالفان را از طعن و شبهه به لكنت مي اندازد. اصحاب حديث، نام راويان و شاگردان امام را تا چهار هزار تن نوشته اند و مقصود كساني هستند كه در مدت افاضه امام ، به تناوب و تفريق از امام علم فراگرفته اند نه آنكه اين تعداد همه روزه در محضر ايشان حاضر بوده اند.

مؤلف كشف الغمه نام شماري از راويان حديث از امام صادق عليه السلام را ذكر نموده است. از آن جمله: يحيي بن سعيد انصاري، ايوب سختياني، ابان بن تغلب، سفيان ثوري، حاتم بن اسماعيل، جابربن حيان كوفي.(3)

در ميان اصحاب و پيروان امام، كساني بودند كه شيعه واقعي آن حضرت به حساب آمده و در حفظ آثار علمي و روايي حضرتش تلاشهاي مداوم و خستگي ناپذيري از خود نشان مي دادند.

امام صادق عليه السلام خود در اين رابطه مي فرمايد:

"جز زراره و ابو بصير ليث مرادي و محمد بن مسلم و بريد بن معاويه عجلي كسي ولايت ما و احاديث پدرم را زنده نكرد. اگر اينها نبودند كسي از ما و احاديث ما اطلاع پيدا نمي كرد. اينها حافظان دين و اشخاص محل اعتماد پدرم بر حلال و حرام خدا هستند، همانگونه كه در دنيا به طرف ما پيشي گرفتند در آخرت نيز به سوي ما سبقت خواهند جست."(4)

در جاي ديگري حضرت فرمود: " خداوند زرارة بن اعين را بيامرزد، اگر زراره و امثال او نبودند، احاديث پدرم از ميان مي رفت."

 

شخصيت اخلاقي و فقهي امام صادق عليه السلام

درباره شخصيت علمي امام صادق (ع) شواهد فراواني وجود دارد. حضرت در ميان اهل تسنن، از نظر روايت حديث و فقاهت و افتاء از موقيعت شامخي برخوردار بوده، به طوري كه ايشان را از شيوخ مسلم ابو حنيفه و مالك بن انس و شمار فراواني از محدثان بزرگ زمان خود به شمار آورده اند.

مالك بن انس از جمله كساني است كه مدتي در محضر امام تلمذ كرده و درباره شخصيت آن حضرت چنين مي گويد:

" مدتي خدمت جعفر بن محمد مشرف مي شدم. آن حضرت اهل مزاح بود و همواره تبسم ملايمي بر لبهايش نقش مي بست. هنگامي كه در محضر او نامي از رسول خدا صلوات الله عليه برده مي شد رنگش به سبزي و سپس به زردي مي گراييد . در مدتي كه به خانه آن حضرت رفت و آمد داشتم او را خارج از سه حال نديدم. يا نماز مي خواند يا روزه بود و يا به قرائت قرآن مشغول بود . ايشان از آن دسته از علماي زاهدي بود كه ترس از خدا سراسر وجودش را فراگرفته بود. هرگز به خدمت او شرفياب نشدم جز اين كه زير اندازش را از زير پاي خود بر مي داشت و زير پاي من مي گذاشت."(5)

جاحظ از علماي مشهور قرن سوم درباره آن امام چنين مي گويد:" جعفر بن محمد كسي بود كه علم و فقهش عالم را فرا گرفته و گفته مي شود كه ابوحنيفه از شاگردان ايشان بود و همچنين ثوري و تلمذ اين دو نزد آن حضرت در عظمت علمي او كافي است.(6)

شهرستاني نويسنده كتاب مشهور" ملل و نحل" درباره شخصيت علمي و اخلاقي آن حضرت مي نويسد:" ايشان در امور و مسائل ديني از دانشي بي پايان و در حكمت از ادبي كامل و نسبت به امور دنيا و زرق و برقهاي آن از زهدي نيرومند برخوردار بود و از شهوتهاي نفساني دوري مي گزيد."(7)

ابوحنيفه در باره امام مي گفت:" من هرگز فقيه تر از جعفربن محمد نديده ام، ايشان مسلم اعلم امت اسلامي است."(8)

شيخ مفيد درباره آن حضرت مي گويد:" علماي اسلام از احدي به اندازه آن حضرت حديث نقل نكرده اند."(9)

و بالاخره ابوزهره در مورد شخصيت امام مي گويد:

" بالاتر از همه علوم، امام صادق عليه السلام در زمينه اخلاق و علل و انگيزه هاي فساد آن، آگاهي هاي بسيار ارزنده اي داشت."(10)

 

پي نوشتها:

1- زندگاني امام صادق عليه السلام، سيد جعفر شهيدي، ص 3.

2- تاريخ الادب العربي، ج 2، ص 347.

3- كشف الغمه، ج 2، ص 186.

4- وسايل الشيعه، ج 18، صص104-103.

5- المناقب، ص 41 به نقل از ابوزهره.

6- رسائل الجاحظ، ص 106.

7- الملل و النحل، ج1، ص 17.

8- جامع المسانيد، ج 1،ص222.

9- كشف الغمه، ج 2، ص 166.

10- الامام الصادق، ص 66.


 

نوشته شده توسط خادم در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 1:32 موضوع | لینک ثابت


یا نبی الرحمه

                     «صد دانه مرواريد از اقيانوس كلام نبی  »

 براي نيل به كمال و سعادت راهي جز تمسك به آيات الهي و سيره و سنت اهل بيت عليهم السلام نداريم. بنا بر آيه قرآن بايد به ريسمان الهي چنگ زده و مطيع او باشيم، وقتي در اين راه قدم نهاديم؛ آنگاه است كه رو به سوي خليفة اللهي كرده و شايستگي جانشيني خدا بر روي زمين را كسب خواهيم كرد. اميد كه خداي مهربان به ما  توفيق بندگي كردن را اعطا نمايد. حال گوش جان مي سپاريم به اندرزهاي رسول گرامي اسلام، همو كه نجات بخش انسان ها مي باشد.    

                                

 1- هر چه فرزند آدم پيرتر مى‏شود، دو صفت در او جوانتر مى‏گردد: حرص  و آرزو.

2- دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح يابند، امت من صلاح مى‏يابد و اگر فاسد شوند، امت من فاسد مى‏شود: علما  و حكام.

3- شما همه شبان و مسؤول نگاهبانى يكديگريد.

4- نمى‏توان همه را با مال راضى كرد اما به حسن خُلق، مى‏توان.

5- فقر بلاست. از آن بدتر، بيمارى تن، و از بيمارى تن دشوارتر، بيمارى دل است.

6- مؤمن همواره در جستجوى حكمت است.

7- از نشر دانش نمى‏توان جلو گيري كرد.  

8- دل انسانى همچو پرى است كه در بيابان به شاخه درختى آويزان باشد، از وزش بادها دائم در انقلاب است و زير و رو مى‏شود.

9- مسلمان آن است كه مسلمانان از دست و زبان او در آسايش باشند.

10- راه رهنمايى به كار نيك، آن است كه خود عامل آن كار باشيم.

11- هر دل سوخته‏اى را عاقبت پاداشى است.

12- بهشت زير قدم هاى مادران است.

13- در رفتار با زنان، از خدا بترسيد و درباره آنان، از نيكى دريغ ننماييد.

14- پروردگار همه يكى است و پدر همه يكى. همه فرزند آدميد و آدم از خاك است. گرامى‏ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست.

15- از لجاجت بپرهيزيد كه انگيزه آن، نادانى و حاصل آن، پشيمانى است.

16- بدترين مردم كسى است كه گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد، و باز از او بدتر كسى است كه مردم از گزند او در امان و به نيكى او اميدوار نباشند.

17- خشم مگير و اگر گرفتى، لختى در قدرت كردگار بيانديش.

18- چون تو را ستايش كنند، بگو اى خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمى‏دانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه مى‏گويند قرار مده.

19- به صورت متملقين خاك بپاشيد.

20- اگر خدا خير بنده‏اى را اراده كند، نفس او را واعظ و رهبر او قرار مى‏دهد.

21- صبح و شامى بر مؤمن نمى‏گذرد مگر آن كه بر خود گمان خطا ببرد.

22- سخت ‏ترين دشمن تو همانا نفس اماره است كه در ميان دو پهلوى تو جا دارد.

23- دلاورترين مردم آن است كه بر هواى نفس غالب آيد.

                                             

 24- با هواى نفس خود نبرد كنيد تا مالك وجود خود گرديد.

25- خوشا به حال كسى كه توجه به عيوب خود، او را از توجه به عيوب ديگران باز دارد.

26- راستى به دل آرامش مى‏بخشد و از دروغ شك و پريشانى مى‏زايد.

27- مؤمن آسان انس مى‏گيرد و مأنوس ديگران مى‏شود.

28- مؤمنين همچون اجزاى يك بنا همديگر را نگاه مى‏دارند.

29- مثل مؤمنين در دوستى و علقه به يكديگر مثل پيكرى است كه چون عضوى از آن به درد بيايد، باقى اعضا به تب و بى خوابى دچار مى‏شوند.

30- مردم مانند دندانه‏هاى شانه با هم برابرند.

31- دانش جويى بر هر مسلمانى واجب است.

32- فقرى سخت‏تر از نادانى و ثروتى بالاتر از خردمندى و عبادتى والاتر از تفكر نيست.

33- از گهواره تا گور دانش بجوييد.

34- دانش بجوييد گرچه در چين باشد.

35- شرافت مؤمن در شب زنده‏ دارى و عزت او در بى‏نيازى از ديگران است.

36- دانشمندان تشنه آموختن‏اند.

38- دست خدا با جماعت است.

39- پرهيزگارى جان و تن را آسايش مى‏بخشد.

40- هر كس چهل روز به خاطر خدا زندگى كند، چشمه حكمت از دلش به زبان جارى خواهد شد.

41- با خانواده خود به سر بردن، از گوشه مسجد گرفتن، نزد خداوند پسنديده‏تر است.

                                   

 42- بهترين دوست شما آن است كه معايب شما را به شما بنمايد.

43- دانش را به بند نوشتن در آوريد.

44- تا دل درست نشود، ايمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود، دل درست نخواهد بود.

45- تا عقل كسى را نيازموده‏ايد، به اسلام آوردن او وقعى نگذاريد.

46- تنها با عقل مى‏توان به نيكي ها رسيد. آن كه عقل ندارد از دين تهى است.

47- زيان نادانان بيش از ضررى است كه تبهكاران به دين مى‏رسانند.

48- هر صاحب خردى از امت مرا چهار چيز ضرورى است: گوش دادن به علم، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل كردن.

49- مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمى‏شود.

50- من براى امت خود، از بى‏تدبيرى بيم دارم نه از فقر.

51- خداوند زيباست و زيبايى را دوست مى‏دارد.

52- خداوند مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد.

53- تملق، خوى مؤمن نيست.

54- نيرومندى به زور بازو نيست، نيرومند كسى است كه بر خشم خود غالب آيد.

55- بهترين مردم، سودمندترين آنان به حال ديگران‏اند.

56- بهترين خانه شما آن است كه يتيمى در آن به عزت زندگى كند.

57- چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نيك.

58- رشته عمل، با مرگ بريده مى‏شود مگر به سه وسيله: خيراتى كه مستمر باشد، علمى كه همواره منفعت برساند، فرزند صالحى كه براى والدين دعاى خير كند.

59- پرستش كنندگان خدا سه گروهند: يكى آنان كه از ترس عبادت مى‏كنند و اين عبادت بردگان است، ديگر آنان كه به طمع پاداش عبادت مى‏كنند و اين عبادت مزدوران است، گروه سوم آنان كه به خاطر عشق و محبت عبادت مى‏كنند و اين عبادت آزادگان است.

60- سه چيز نشانه ايمان است: دستگيرى با وجود تنگدستى، از حق خود به نفع ديگرى گذشتن، به دانشجو علم آموختن.

61- دوستى خود را به دوست ظاهر كن تا رشته محبت محكم تر شود.

                               

 62- آفت دين سه چيز است: فقيه بدكار، پيشواى ظالم، مقدس نادان.

63- مردم را از دوستانشان بشناسيد، چه، انسان هم خوى خود را به دوستى مى‏گيرد.

64- گناه پنهان به صاحب گناه زيان مى‏رساند، گناه آشكار به جامعه.

65- در بهبودى كار دنيا بكوشيد اما در كار آخرت چنان كنيد كه گويى فردا رفتنى هستيد.

66- روزى را در قعر زمين بجوييد.

67- چه بسا كه از خود ستايى، از قدر خود مى‏كاهند و از فروتنى، بر مقام خود مى‏افزايند.

68- خدايا! فراخ ترين روزى مرا در پيرى و پايان زندگى كرامت فرما.

69- از جمله حقوق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكو بر او بگذارد و نوشتن به او بياموزد و چون بالغ شد، براي او همسر انتخاب كند.

70- صاحب قدرت، آن را به نفع خود به كار مى‏برد.

71- سنگين‏ ترين چيزى كه در ترازوى اعمال گذارده مى‏شود، خوشخويى است.

72- سه امر، شايسته توجه خردمند است: بهبودى زندگانى، توشه آخرت، عيش حلال.

73- خوشا كسى كه زيادى مال را به ديگران ببخشد و زيادى سخن را براى خود نگاه دارد.

74- مرگ، ما را از هر ناصحى بى‏نياز مى‏كند.

75- اين همه حرص حكومت و رياست و اين همه رنج و پشيمانى در عاقبت!

76- عالم فاسد، بدترين مردم است.

77- هر جا كه بدكاران حكمروا باشند و نابخردان را گرامى بدارند، بايد منتظر بلايى بود.

78- نفرين باد بر كسى كه بار خود را به دوش ديگران بگذارد.

79- زيبايى شخص در گفتار اوست.

                                 

80- عبادت هفت گونه است كه از همه والاتر طلب روزى حلال است. نيز نشانه خشنودى خدا از مردمى، ارزانى قيمت ها و عدالت حكومت آنهاست.

82- هر قومى شايسته حكومتى است كه دارد.

83- از ناسزا گفتن، به جز كينه مردم سودى نمى‏برى.

84- پس از بت پرستيدن، آنچه به من نهى كرده‏اند در افتادن با مردم است.

85- كارى كه نسنجيده انجام شود، بسا كه احتمال زيان دارد.

86- آن كه از نعمت سازش با مردم محروم است، از نيكي ها يكسره محروم خواهد بود.

87- از ديگران چيزى نخواهيد گرچه يك چوب مسواك باشد.

88- خداوند دوست ندارد كه بنده‏اى را بين يارانش با امتياز مخصوص ببيند.

89- مؤمن خنده‏ رو و شوخ است، و منافق عبوس و خشمناك.

90- اگر فال بد زدى، به كار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردى، فراموش كن و اگر حسود شدى، خود دار باش.

91- دست يكديگر را به دوستى بفشاريد كه كينه را از دل مى‏برد.

92- هر كه صبح كند و به فكر اصلاح كار مسلمانان نباشد، مسلمان نيست.

93- خوشرويى كينه را از دل مى‏برد.

94- مبادا كه ترس از مردم، شما را از گفتن حقيقت باز دارد!

95- خردمندترين مردم كسى است كه با ديگران بهتر بسازد.

96- در يك سطح زندگى كنيد تا دل هاى شما در يك سطح قرار بگيرد. با يكديگر در تماس باشيد تا به هم مهربان شويد.

97- هنگام مرگ، مردمان مى‏پرسند: از ثروت چه باقى گذاشته؟ فرشتگان مى‏پرسند: از عمل نيك چه پيش فرستاده؟

98- منفورترين حلال ها نزد خداوند طلاق است.

99- بهترين كار خير، اصلاح بين مردم است.

100- خدايا مرا به دانش توانگر ساز و به بردبارى زينت بخش و به پرهيزگارى گرامى بدار و به تندرستى زيبايى ده.

«بارالها ما را به اخلاق پسنديده پیامبرت زينت بفرما»

 منبع: نهج الفصاحه


 

نوشته شده توسط خادم در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 0:38 موضوع | لینک ثابت


حدیث نبوی

 
رسول اكرم(ص) فرمودند:

 

                         

 
آن هنگام كه به آسمان هفتم عروج كردم و از آنجا به سدرةالمنتهي و سپس به حجاب‌هاي نوراني رسيدم، پروردگارم ـ جل‌جلاله ـ ندايم كرد كه: اي محمد! تو بندة من و من پروردگار تو هستم. همانا تو را بنده، حبيب، رسول و پيامبر قرار دادم و برادرت علي(ع) را جانشين تو، همانا علي(ع) حجت بر بندگان من است و امام و رهبري براي مخلوقاتم. به واسطة او دوستدارانم از دشمنانم بازشناخته مي‌شوند و به وسيلة اوست كه حزب من از حزب شيطان شناخته مي‌شود. به خاطر اوست كه دينم برپا شده است و حدود و احكام دينم حفظ و اجرا مي‌شود. به خاطر او و تو و فرزندان توست كه بندگانم را مي‌بخشم و به واسطة قائم(ع) فزندان توست كه با تسبيح، تهليل، تقديس و تكبير و تمجيدم زمين را مي‌سازم و آباد مي‌كنم، به واسطة اوست كه زمين را از دشمنانم پاك كرده و دوست‌دارانم را وارث زمين مي‌گردانم. به خاطر اوست كه كلمة كساني كه كفر ورزيدند را پست قرار داده و كلمة خود را برترين مي‌سازم. با علم و احاطة خود، به خاطر او و به واسطة اوست كه بندگانم را زنده مي‌سازم و شهرهايم را احيا مي‌كنم. به سبب اوست كه به تدبير و مشيت من گنج‌ها و ذخاير آشكار مي‌سازم و فقط به خاطر اوست كه به اراده‌ام اسرار و پنهاني‌ها را آشكار مي‌سازم و آن را به ملائكه مي‌سپارم تا تأييد كنندة اجراي فرمان‌هايم و اعلان دينم باشد. او (مهدي(ع)) به حقيقت وليّ (آيين) من است و مهدي(ع) صديق‌ترين بندگانم است.14
به حقيقت منزلت و مقامي بس عظيم در پيشگاه مقام ربوبي خداوندگار دارد كه خداوند به واسطة او و پدران گرامي‌اش باران را بر بندگانش فرو مي‌فرستد و به واسطة وجود آنان است كه آسمان نگاه داشته شده است و بر زمين نمي‌افتد.15
براي ظهورش دعا كنيم و مشتاقانه منتظرش باشيم كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) نيز پس از توصيف كمالات حضرتش آهي كشيدند و با دست، اشاره به سينة خود كرده و فرمودند: «چقدر مشتاق ديدار اويم.»


 

نوشته شده توسط خادم در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 ساعت 11:22 موضوع | لینک ثابت


صلوات

                                                    

                                            

               صلوات سبب شفاعت پيامبران

حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: پدرم رسول خدا صلى‏الله‏ عليه ‏و آله بر من وارد شد در حالى كه مهياى خواب بودم. حضرت فرمودند: اى فاطمه نخواب مگر بعد از آن كه چهار عمل را به جاى آورى

 اول - ختم قرآن كنى؛

 دوم- پيامبران را شفيعان خود گردانى ؛

 سوم - مؤمنين را از خود خشنود گردانى ؛

 چهارم - حج و عمره كنى.

 حضرت اين را فرموده و اقامه نماز كردند ، من صبر كردم تا نماز پدرم تمام شد. سپس پرسيدم يا رسول ‏الله، مرا به چهار چيزى امر فرموديد كه در اين مدت زمان،  قدرت انجام آنها را ندارم.

پدرم تبسمي كرده، فرمودند:

هر گاه سه مرتبه سوره «اخلاص‏» را بخوانى گويا ختم قرآن كرده ‏اى، و هر گاه صلوات بفرستى بر من و پيامبران پيش از من ، همه ما شفيعان تو خواهيم بود و هر گاه براى مؤمنين استغفار كنى پس تمامى ايشان از تو خشنود مى‏شوند ، و هر گاه بگويى «سبحان‏ الله و الحمدلله و الله‏ اكبر» مثل اين است كه حج و عمره انجام داده باشى.

 


 

نوشته شده توسط خادم در سه شنبه بیستم اسفند 1387 ساعت 19:35 موضوع | لینک ثابت


یا بنت الحسین(ع)

مرحوم ایت الله حاج میرزا هاشم خراسانی در(( منتخب التواریخ)) می نویسد:

 

             

عالم جلیل ,شیخ محمد علی شامی که از جمله ی علما و محصلین نجف اشرف است به حقیر فرمود : جد امی بلا واسطه ی من , جناب اقا سید   ابراهیم دمشقی ,  که نسبش منتهی میشود به سید مرتضی علم الهدی و سن شریفش از نود افزون بود و بسیار شریف و محترم بودند , سه دختر داشتند و اولاد ذکور نداشتند .

شبی دختر بزرگ ایشان , جناب حضرت رقیه بنت الحسین (ع) را در خواب دید که فرمود : (( به پدرت بگو به والی بگوید میان قبر و لحد من اب افتاده و بدن من در اذیت است ; بیاید و قبر و لحد مرا تعمیر کند  .))

دخترش به سید عرض کرد , و سید اهل تسنن به خواب ترتیب اثری نداد . شب دوم , دختر وسطی سید باز همین خواب را دید . به پدر گفت , و او همچنان   ترتیب اثری نداد. شب سوم , دختر کوچکتر سید همین خواب را دید و به پدر گفت , ایضا ترتیب اثری نداد. شب چهارم خود سید مخدره را در خواب دید که به طریق عتاب فرمودند : (( چرا والی را خبر نکردی؟!))

صبح سید نزد والی شام رفت و خوابش را برای والی شام نقل کرد. والی امر کرد علما و صلحای شام ,   از سنی و شیعه , بروند و غسل کنند و لباسهای نظیف در بر کنند , انگاه به دست هر کس قفل درب باز شد , همان کس برود و قبر مقدس او را نبش کند و جسد مطهرش را بیرون بیاورد تا قبر مطهر را تعمیر کنند.

بزرگان و صلحای شیعه و سنی , در کمال اداب غسل نموده و لباس نظیف در بر کردند . قفل به دست هیچ کس باز نشد, مگر به دست مرحوم ابراهیم. بعد هم به حرم مشرف شدند , هر کس کلنگ بر قبر میزد کارگر نمیشد تا ان که سید مزبور کلنگ را گرفت و بر زمین زد و قبر کنده شد . بعد حرم را خلوت کردند و لحد را شکافتند, دیدند بدن نازنین مخدره میان لحد قرار دارد, وکفن ان مخدره مکرمه صحیح و سالم میباشد, لکن اب زیاد میان لحد جمع شده است.

سید بدن شریف مخدره را از میان میان لحد بیرون اورد و بر روی زانوی خود نهاد و سه روز به همین قسم بالای زانوی خود نگه داشت و متصل گریه میکرد تا ان که لحد مخدره را از بنیاد تعمیر کردند . اوقات نماز که میشد, سید بدن مخدره را بر بالای شئ نظیفی میگذاشت و نماز میگزارد. بعد از فراق باز بر میداشت و بر زانو مینهاد تا ان که از تعمیر قبر و لحد فارق شدند. سید بدن مخدره را دفن کرد و از کرامت این مخدره در این سه روز سید نه محتاج غذا شد و نه محتاج اب و نه محتاج وضو. بعد که خواست مخدره را دفن کند , سید دعا کرد خداوند پسری به او مرحمت فرمود, مسمی به سید مصتفی.


 

نوشته شده توسط خادم در سه شنبه بیستم اسفند 1387 ساعت 18:8 موضوع | لینک ثابت


ولایت عهدی اقا امام زمان مبارک

نهم ربيع الاول

سالروز آغاز ولايت و امامت و زعامت

آخرين سحاب رحمت و يگانه ذريه ذخيره دودمان آل طاها،  
حضرت مهـدي مـوعـود (عج) بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــور تبريك و تهنيت باد.




 

مهديا!

جانها، شورانگيز از ياد دلرباي توست. شقايق هاي شادي بشر، در شبستان شيدايي تو مي كاود و شايسته ترين بندگان خدا، شب ها و روزها، شرط تداوم حيات خويش را در آويختن به شاخه طوباي محبت تو مي دانند.

يارا!

دلها به ياد تو مي تپد و روشني نگاه منتظران به افق خورشيد ظهور توست ... اي برترين افق براي پرواز پرندگان آرزو، اي تجلي آبي ترين آسمان اميد، اي منتهاي برترين خيال هستي، اي آرمان همه چشم انتظاران، دنيا نيازمند ظهور توست، و قلب انسانها به شوق زيارت روي دلرباي تو مي تپد.

اي قلب عالم امكان، بيا و گـَرد گامهايت را توتياي چشمانمان قرار ده. بيا كه نواي دل انگيز توحيدت را با گوش جان شنواييم.

مولا جان بيا! ...

 

پس از ولادت امام زمان‏ عليه السلام به دليل شرايط سياسى آن دوران تولد ايشان در زير پرده كتمان پوشيده ماند. امام حسن عسكرى‏ عليه السلام ‏تولّد فرزند خويش را جز به اصحاب خاص خود در ميان ننهاد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر بدن گرامي پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند. در روايتى ‏از كتاب غيبت، از عدّه‏ اى از اصحاب امام عسكرى نقل شده است كه‏ گفتند: "نزد امام عسكرى ‏عليه السلام گرد آمده بوديم و از وى در باره حجّت ‏و پيشواى پس از او پرسش مى ‏كرديم. در مجلس او چهل مرد حضورداشتند. عثمان بن سعيد بن عمر عمرى در برابر آن‏حضرت بر پا خاست ‏و گفت: فرزند رسول خدا! مى‏ خواهم در باره مطلبى از شما سؤال كنم كه‏ خود بدان داناتر از من هستي. امام به او فرمود: بنشين عثمان! عثمان ناراحت‏ و خشمگين برخاست تا خارج شود. امّا آن‏حضرت فرمود: كسى بيرون ‏نرود. هيچ كدام از ما بيرون نرفتيم. تا پس از ساعتى كه امام، عثمان را با صداى رسا ندا داد. عثمان روى پاهايش برخاست. امام فرمود: آيا شما را به خاطر مطلبى كه آمده ‏ايد، آگهى دهم؟ همه گفتند: آرى اى فرزند رسول خدا! فرمود: شما آمده ‏ايد تا درباره حجّت پس از من سؤال كنيد: همه گفتند: آرى. ناگهان پسرى را ديديم مثل پاره ماه، شبيه ‏تر از هركسى به امام عسكرى! فرمود: اين پس از من پيشواى شماست و جانشين ‏من بر شما. او را فرمان بريد و پس از من به تفرقه دچار نشويد كه در دين ‏خويش به هلاكت افتيد. بدانيد كه شما پس از اين روز او را نخواهيد ديد تا عمرش كامل گردد. از عثمان بن سعيد آنچه را مى‏ گويد بپذيريد و فرمان‏ او را اطاعت كنيد. كه او جانشين امام شماست و كار به دست اوست".

 

دوره امامت، چگونه آغاز شد؟

خلفاى عبّاسى بنا بر عادت معمول خويش، هر گاه فرصتى براى كشتن ‏اولياء اللَّه مى ‏يافتند، فوراً آنها را به زهر از پاى در مى ‏آوردند. معتصم نيز، امام حسن عسكرى ‏عليه السلام را به زهر شهيد كرد و سپس درصدد يافتن فرزندِ آن‏حضرت بر آمد تا او را نيز از ميان بردارد و به خيال‏ خويش دنباله امامت را نيست و نابود گرداند. معتصم عده ‏اى را به خانه امام فرستاد تا هر كه و هر چه در آنجاست ‏توقيف كنند. احمد بن عبد اللَّه بن ‏يحيى بن خاقان پسر وزير معتصم در اين باره مى ‏گويد: چون امام حسن عسكرى بيمار شد. پدرم به من پيغام داد كه امام بيمار شده. آنگاه خود همان لحظه سوار شد و به دارالخلافه رفت و سپس باپنج نفر از خادمان ‏معتصم شتابان بازگشت. همه آنان ‏از افراد مورد وثوق و خواص خليفه بودند. يكى از آنها هم "نحرير" بود. پدرم ‏به آنها دستور داده بود در خانه حسن بن على باشند و اوضاع و احوال او رازير نظر بگيرند. همچنين در پى عده ‏اى از پزشكان فرستاده بود و به آنان ‏دستور داده بود كه در خانه امام حسن عسكرى رفت و آمد كنند و هر بام ‏وشام از او پرستارى و مراقبت كنند. چون دو روز از اين ماجرا گذشت، كسى نزد پدرم آمد و به وى خبرداد كه آن‏حضرت بيمارى ‏اش شدت يافته و ضعيف شده است. پدرم ‏سوار شد و به خانه آن‏حضرت رفت و به پزشكان دستور داد بخوبى حال ‏آن‏حضرت را تحت نظر بگيرند. همچنين در پى قاضى القضات فرستاد و به‏ او دستور داد كه پيش او بيايد و ده تن از كسانى را كه به دين و امانتدارى ‏و پرهيز گارى آنان مطمئن است، انتخاب كند و با خود بياورد. آنگاه‏ تمام آنها را به خانه امام حسن فرستاد و بديشان تكليف كرد كه شبانه روز همانجا بمانند. آنها در آنجا بودند تا آنكه امام حسن عسكرى ‏عليه السلام ‏درگذشت. رحلت او چند روز گذشته از ماه ربيع الاوّل سال 260 واقع‏ شد. با رحلت او سامراء يكصدا ناله بر مى ‏آورد كه ابن الرضا از دنيا رفت. خليفه عدّه ‏اى را به خانه آن‏حضرت فرستاد تا خانه و اتاقها را بازرسى‏ كنند و هر آنچه در خانه است مهر و موم نمايند و نشان فرزند آن‏حضرت ‏را بجويند. بدين گونه قدرت جاهلى و استكبارى مى ‏كوشيد، ريشه ‏هاى امامت را از بيخ بركند و حركت اصيل مكتبى را دستخوش نابودى سازد. امّا به ‏مقصود خود نايل نيامدند كه دست خداوند بر فراز دستان آنها بود. يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ‏الْكَافِرُونَ؛ "خواهند پرتو خدا را با دهان هاى خويش فرو نشانند امّاخداوند چنين نخواهد مگر آنكه پرتو خويش را به انجام رساند، هر چند كه ‏كافران نا خوش دارند."

 

پنهان بودن ميلاد حجّت اللَّه:

پيامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي از فرزندان من است، نامش نام من (م ح م د) و كنيه اش كنيه من (ابوالقاسم) مي باشد، ‌در صورت و سيرت از همه كس به من شبيه تر است. براي او غيبتي است كه در آن مردم دچار حيرت مي گردند و بسياري از دسته ها و گروههاي مردم، گمراه مي شوند، آنگاه مانند ستاره تاباني از پرده غيبت بدر آيد و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.

 

نام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

  از جمله القاب شريف آن حضرت مهدي، قائم، منتظر، خاتم، حجه، صاحب و منصور است؛ كه با بيان احاديث معصومين (ع)، وجه تناسب برخي از اين لقبها با وجود مباركش بيان مي گردد.

  1-             مهدي

 از حضرت امام جعفر صادق (ع) روايت شده است كه فرمود: هنگامي كه قائم قيام نمايد، بار ديگر مردم را به اسلام دعوت مي كند و به احكام از بين رفته و فراموش شده آن آشنا مي گرداند و چون از جانب خداوند به امور گمشده و از ميان رفته راهنمايي مي شود،‌ او را مهدي مي گويند.

  2-             قائم

ابوحمزه ثمالي گويد: از حضرت امام محمد باقر (ع) پرسيدم: اي پسر رسول خدا! مگر همه شما ائمه، قائم به حق نيستيد؟ فرمود: بلي. عرض كردم: پس چرا فقط امام زمان (ع) قائم ناميده شده است؟‌ فرمود: چون جد م امام حسين (ع) به شهادت رسيد،‌ صداي ناله فرشتگان برخاست و به شدت به درگاه الهي گريستند و گفتند: پروردگارا! آيا قاتلين بهترين بندگان و زاده اشرف مخلوقات و برگزيده آفريد گانت را به حال خود مي گذاري؟ خداوند به آنها وحي فرستا د كه اي فرشتگان من آرام گيريد، ‌به عزت و جلالم سوگند،‌از آنها انتقام خواهم گرفت، هر چند بعد از گذشت زمانها باشد. آنگاه پروردگار عالم، امامان از اولاد امام حسين (ع) را به آنها نشان داد و فرشتگان از ديدن آنان مسرور گشتند. ناگاه ديدند يكي از آنها ايستاده است و نماز مي گزارد. خداوند فرمود: به وسيله اين قائم از آنها انتقام مي گيرم.

صقربن دلف مي گويد به امام محمد تقي (ع) گفتم: اي فرزند رسول خدا! چرا آن حضرت را قائم مي گويند؟ ‌امام در پاسخ فرمودند: زيرا آن حضرت بعد از آن كه نامش از خاطرها فراموش مي شود و اكثر معتقدين به امامتش از دين خدا بر مي گردند، قيام مي كند.

از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: آن حضرت را به جهت اين كه براساس حق قيام مي كند، ‌قائم مي نامند.

  3-             منتظر

صقربن دلف از امام جواد (ع) پرسيد: چرا آن حضرت را منتظر مي گويند؟‌ فرمود: چون براي مدتي طولاني غيبت مي نمايد. افراد با اخلاص منتظر ظهورش خواهند بود. و اهل شك و ترديد وجود  وي را انكار مي كنند. و منكران چون يادي ا زاو مي شود تمسخرمي كنند! كساني كه وقت ظهور را تعيين مي كنند، دروغ مي گويند، ‌شتاب  كنند گان به هلاكت مي رسند و آنها كه در مقام تسليم هستند، ‌رستگاري مي يابند.

  4-             منصور

از امام محمد باقر (ع) روايت شده است كه آن حضرت در تفسير آيه شريفه و من قتل مظلوما (و آن كس كه به ستم كشته شده است) فرمود: او حسين بن علي (ع) است. و در مورد بقيه آيه فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف في القتل انه كان منصورا (براي ولي او سلطه (حق قصاص) قرار  داديم پس در كشتن زياده روي نكنيد چون او منصور (مورد حمايت) است)  فرمود: خداوند مهدي را منصور ناميد.

 

 

نهي از بردن نام حضرت

 از ابوهاشم جعفري نقل است كه گويد: شنيدم حضرت امام علي النقي (ع) مي فرمود: جانشين من فرزندم حسن است. ولي چگونه خواهد بود براي شما وضع جانشين او؟!

 گفتم: چرا فدايت گردم؟!

 فرمود: شما او را نمي بينيد و بر شما روا نيست كه نام او را ببريد.

 گفتم: پس چگونه ا ز او ياد كنيم؟

 فرمود: بگوييد حجت از آل محمد كه درود و سلام خدا بر او باد.

پيغمبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي مردي از فرزندان من است. رنگ پوست او، رنگ نژاد عرب و اندامش چون اندام فرزندان حضرت يعقوب (ع) (قوي  و بلند قامت) است و خالي بر گونه راست او مي باشد.

 

 

امام زمان (عج) در روايات معصومين (ع):

 علي بن جعفر از برادرش حضرت امام كاظم (ع) پرسيد: تفسير آيه «قل ارايتم ان اصبح ماوكم غورا فمن ياتيكم بماء معين» (بگو: به من خبر دهيد اگر آبهاي (سرزمين) شما در زمين فرو رود، چه كسي مي تواند آب جاري و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟

 ‌سوره ملك،آيه30)

 حضرت فرمود: يعني هرگاه امام خود را از دست بدهيد و ديگر او را نبينيد،‌ چه خواهيد كرد؟!

 

غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

 براي امام زمان (عج) دو غيبت است، غيبت صغري و غيبت كبري،  غيبت صغري از آغاز امامت آن حضرت، سال 260 شروع مي شود و تا نزديك به هفتاد سال ادامه مي يابد و پس از آن غيبت كبري آغاز مي شو دكه تاكنون ادامه دارد. در زمان غيبت صغري، چهار نفر نايب مخصوص، واسطه ميان آن حضرت و شيعيان بودند. اسامي آنان به ترتيب زير است:

 1-  ابوعمرو عثمان بن سعيد العمري،  وي از يازده سالگي در خدمت امام هادي(ع) بوده و از طرف آن حضرت و بعد از سوي امام حسن عسكري (ع) و سپس امام زمان عجل الله  تعالي فرجه الشريف، وكالت داشته است. مدت نيابت او ازامام زمان (ع) حدود 5 سال بوده است.

 2-  ابوجعفر محمدبن عثمان العمري كه حدود 40 سال نايب امام زمان (ع) بوده و در سال 304 يا 305 هـ ق از دنيا رفته است.

 3-    ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي كه تا سال 326 هـ ق درحدود23 سال نايب حضرت بوده است.

 4-  ابوالحسن علي بن محمد سمري، وي تا ماه شعبان سال 329 هـ ق به مدت 3 سال نايب امام زمان (ع) بوده است و چند روز قبل از وفات او اين توقيع از جانب آن حضرت برايش ارسال شد:

 بسم الله الرحمن الرحيم، يا علي بن محمد السمري! اعظم الله اجر اخوانك فيك:‌ فانك ميت ما بينك و بين سته ايام؛‌فاجمع امرك و لا توص الي احد، فيقوم مقامك بعد وفاتك فقد وقعت الغيبه التامه فلا ظهور الا بعد اذن

 الله تعالي ذكره و ذلك بعد طول الامد و قسوه القلب و امتلاء الارض جوراً....... (بحارالانوار. ج 51، ص 361، ح 7، به نقل از غيبت شيخ طوسي و  كمال الدين )

 بسم الله الرحمن الرحيم. اي علي بن محمد سمري! خداوند در مرگ تو به برادرانت پاداش فراوان عطا فرمايد، چرا كه تو تا شش روز ديگر خواهي مرد، پس به كارهاي خود رسيدگي كن و به هيچ كس به عنوان جانشين خود وصيت منما كه غيبت كامل واقع شده است، و من ظهور نخواهم كرد مگر بعد از اذن پروردگار عالم، و اين بعد از گذشت زمانهاي طولاني و سنگ دل شدن مردم و پر شدن زمين از ستم خواهد بود.

 

 حفظ دين در زمان غيبت

 قال موسي بن جعفر(ع) طوبي لشيعتنا المتمسكين بحبنا في غيبه قائمنا الثابتين علي موالاتنا و البراءه من اعدائنا، اولئك منا و نحن منهم، قد رضوا بنا ائمه و رضينا بهم شيعه و طوبي لهم،‌ هم و الله معنا في درجتنا

 يوم القيامه. (بحارالانوار. ج 51، ص 154، ح 4، به نقل از كمال الدين و عيون اخبارالرضا)

 حضرت امام موسي كاظم (ع) فرمود: خوشا به حال آن دسته از شيعيان ما كه در غيبت قائم ما به دوستي ما چنگ مي زنند و بر محبت ما ثابت مي مانند و از دشمنان ما بيزاري مي جويند. آنها از ما و ما از آنها هستيم. آنها به ما به عنوان امامانشان  د لبسته اند  و ما نيز از آنها خشنود مي باشيم. خوشا به حال آنان! به خدا قسم، آنان روز قيامت در درجه ما خواهند بود.

 

فضيلت شيعيان در زمان غيبت

از حضرت عبدالعظيم حسني نقل شده است كه گفت:‌حضرت امام جواد (ع) فرمود: بهترين كارهاي شيعيان ما، انتظار فرج امام زمان است.

 ورد في التوقيع بخط مولانا صاحب الزمان (ع) ... اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فان ذلك فرجكم.... (بحارالانوار. ج 51، ص 154، ح 4، به نقل از كمال الدين و عيون اخبارالرضا)

 در توقيعي كه به خط امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نوشته شده، آمده است: براي تعجيل فرج، بسيار دعا كنيد، ‌زيرا خود دعا كردن براي تعجيل فرج، فرج است.

 

                

انتظار فرج

مرحوم سيد بن طاووس در كتاب مهج الدعوات از حضرت صادق (ع) روايت مي كند كه آن حضرت فرمودند:

 به زودي به شبهاتي برخورد مي كنيد بدون اين كه دسترسي به دانش و يا امام هدايت كننده داشته باشيد، هيچ كس ازاين شبهه ها نجات نمي يابد، مگر آن كس كه دعا كند به دعاي غريق؛ راوي پرسيد: دعاي غريق چيست؟‌حضرت فرمودند:

 يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك. (صحيفه مباركه مهديه، ص 221، به نقل از مهج الدعوات، ص 396)

 زراره از امام صادق (ع) نقل كرده است كه حضرت فرمودند: چون زمان غيبت را درك كردي همواره اين دعا را بخوان:

 اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني. (بحارالانوار. ج 52، ص 147-146، ح70 ، به نقل از اصول كافي و كمال الدين)

 

 توسل به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

 در توقيعي كه از ناحيه مقدسه امام زمان (ع) براي مرحوم شيخ مفيد نوشته شده، آمده است:

 ...... انا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لو لا ذلك لنزل بكم اللاواء واصطلمكم الاعداء فاتقوا الله جل جلاله.... (بحارالانوار. ج 53، ص 175،  به نقل از احتجاج طبرسي)

 ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم و اگر جز اين بود،‌ از هر سو گرفتاري به شما رو مي آورد و دشمنان، شما را از ميان مي بردند،‌ پس تقواي الهي پيشه سازيد


 

نوشته شده توسط خادم در جمعه شانزدهم اسفند 1387 ساعت 23:20 موضوع | لینک ثابت